تبلیغات
viranehdel - دنیا3
می ترسم...

از تنهایی میترسم...
از شب های دلواپسی میترسم
از شب های که اتاقم فضای ترس دارد
از شبهای که وجودم یکی را کم دارد
شبهای که از دلتنگی خیس اشکم ...
شبهای که نیاز به نوازشت دارم
نوازشی میان این همه دلتنگی..............


وجودم

وجودم در آتش است...
وجودی که روزی دنیای تو بود
وجودی که روز به روز با تو جون گرفت
حال وجودی که خو پروراندی چه شد؟؟؟....
در عرض یک شب نابود شد....
کجا رفتی که وجودم را با خود بردی؟؟؟...
وجودی که روزی تمام وجودت بود ...........

نوشته های خودم!!! البته تعریفی ندارن...


[ پنجشنبه 1 تیر 1391 ] [ 08:45 ق.ظ ] [ ♥Zahra♥ ]

[ نظرات() ]